پندارد همی خورده ایم ما موز هستی را آلت گونه می خوریم
می خوریم هستی که هست باشدمان برای روز مبادا مباد که نیست شود از برای مباد که باشیم ما بر هستی ماندگار تر از هسته هلویی که نیست شود از برای آمدن هسته دیگر در هستی هستی از ما ما از هستی
و تنها همان هست بی هست است که هلمان می دهدمان شتاب کنیم می دویم ما گاوآهن گونه زین میانه یکی نیست
من
درد می کند بدجور طوری که روی دشت هستی بدوم که من نه باید بدوم فقط یک کلمه باید بگویم نه باید بدوم و بگویم