پرندهء نگاه من شکار تیر آه بود چرا همیشه سهم من از تو فقط نگاه بود پر از ستاره چشم تو اسیر تشنه جان من کبوتر شکسته پر در قفس حقیر تن ببین من از هوای تو به عاشقی رسیده ام میون دست بی کسی مجنون دلشکسته ام منم که بی تو گم شدم در کویر بی سراب ای آخرین سوار عشق ندیدمت مگر به خواب تو روح آبشار نور تو آیت سپیده ای ای آخرین سوار عشق بیا که نور دیده ای دو چشم من به راه تو در این غروب انتظار ببین چگونه تار شد در این غبار بی سوار منم که بی تو گم شدم در این کویر بی سراب ندیده چشم خسته ام تور را مگر به قعر خواب.
پرندهء نگاه من شکار تیر آه بود چرا همیشه سهم من از تو فقط نگاه بود پر از ستاره چشم تو اسیر تشنه جان من کبوتر شکسته پر در قفس حقیر تن ببین من از هوای تو به عاشقی رسیده ام میون دست بی کسی مجنون دلشکسته ام منم که بی تو گم شدم در کویر بی سراب ای آخرین سوار عشق ندیدمت مگر به خواب تو روح آبشار نور تو آیت سپیده ای ای آخرین سوار عشق بیا که نور دیده ای دو چشم من به راه تو در این غروب انتظار ببین چگونه تار شد در این غبار بی سوار منم که بی تو گم شدم در این کویر بی سراب ندیده چشم خسته ام تور را مگر به قعر خواب.