مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم تو را می بینم و هر دم زیادت می شود میلم به سامانم نمی پرسی نمی دانم چه سر داری به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگر دردم نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم ندارم دستت از دامن بجز در خاک کان دم هم که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم فرو رفت از غم عشقت دمم دم می دهی تاکی دمار از من بر آوردی نمی گویی برآوردم
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ]
حضرت حافظ
فرستنده متن : عباس محمدی
|