ایران ترانه

احمد شاملو » مدایح بی صالح » متن ترانه ترانه شماره 03

» خواننده : احمد شاملو
» آلبوم : مدایح بی صالح
» آهنگ : ترانه شماره 03
کاور آلبوم مدایح بی صالح
عقوبت
برای ِ ایرج گردی

------


میوه بر شاخه شدم

سنگ‌پاره در کف ِ کودک.
طلسم ِ معجزتی
مگر پناه دهد از گزند ِ خویشتن‌ام
چنین که

دست ِ تطاول به خود گشاده

من‌ام!



بالابلند!
بر جلوخان ِ منظرم
چون گردش ِ اطلسی ِ ابر

قدم بردار.
از هجوم ِ پرنده‌ی بی‌پناهی

چون به خانه بازآیم
پیش از آن که در بگشایم
بر تخت‌گاه ِ ایوان

جلوه‌یی کن

با رُخساری که باران و زمزمه است.
چنان کن که مجالی اَندَکَک را درخور است،
که تبردار ِ واقعه را

دیگر
دست ِ خسته

به فرمان

نیست.



که گفته است
من آخرین بازمانده‌ی فرزانه‌گان ِ زمین‌ام؟ ــ
من آن غول ِ زیبایم که در استوای شب ایستاده است
غریق ِ زلالی ِ همه آب‌های جهان،
و چشم‌انداز ِ شیطنت‌اش
خاست‌گاه ِ ستاره‌یی‌ست.


در انتهای زمین‌ام کومه‌یی هست، ــ
آن‌جا که

پادرجایی خاک
همچون رقص ِ سراب
بر فریب ِ عطش

تکیه می‌کند.

در مفصل ِ انسان و خدا
آری

در مفصل ِ خاک و پوک‌ام کومه‌یی نااستوار هست،
و بادی که بر لُجِّه‌ی تاریک می‌گذرد
بر ایوان ِ بی‌رونق ِ سردم

جاروب می‌کشد.

برده‌گان ِ عالی‌جاه را دیده‌ام من
در کاخ‌های بلند
که قلاده‌های زرین به گردن داشته‌اند
و آزاده‌مَردُم را

در جامه‌های مرقع
که سرودگویان
پیاده به مقتل می‌رفته‌اند.



خانه‌ی من در انتهای جهان است
در مفصل ِ خاک و
پوک.

با ما گفته بودند:
«آن کلام ِ مقدس را
با شما خواهیم آموخت،
لیکن به خاطر ِ آن
عقوبتی جان‌فرسای را
تحمل می‌باید ِتان کرد.»

عقوبت ِ جان‌کاه را چندان تاب آوردیم

آری
که کلام ِ مقدس ِمان

باری
از خاطر
گریخت !

ارسال متن توسط : مهرداد بیات

متن ترانه ترانه شماره 03 در تاریخ چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶ و ساعت 4:13:00 PM ارسال شده است.

Track 03 Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ