ایران ترانه

مرضیه » در خلوت غم » متن ترانه شکوه دوست

» خواننده : مرضیه
» آلبوم : در خلوت غم
» آهنگ : شکوه دوست
کاور آلبوم در خلوت غم
شبی که مهمان تو بودم
به شکوه ای لب نگشودم
که شمع آن انجمن
نظر نبودش به من

همه نظر ها به نگاهت
به فتنه ی چشم سیاهت
همه سخن گوی تو
دل همه سوی تو

تو غافل ز من وز غم دل من
دل آسوده از درد و مشکل من
که چه ها دیدم از دست تو
ز بلای چشم مست تو

باید بروم شکوه از تو کنم با خدای جهان
رو سوی خدا آورم ز غمت ای بلای زمان

چه شد دل بریدی
مگر خود ندیدی
ز من آن همه مهربانی ها
مکن نا توانم
که من هم جوانم
ولی دیدم از تو جوانی ها

تو غافل ز من وز غم دل من
دل آسوده از درد و مشکل من
که چه ها دیدم از دست تو
ز بلای چشم مست تو

باید بروم شکوه از تو کنم با خدای جهان
رو سوی خدا آورم ز غمت ای بلای زمان

چه شد دل بریدی
مگر خود ندیدی
ز من آن همه مهربانی ها
مکن نا توانم
که من هم جوانم
ولی دیدم از تو جوانی ها

ارسال متن توسط : محمدرضا امینی

ارسال MP3 توسط : محمدرضا امینی

متن ترانه شکوه دوست در تاریخ پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ و ساعت 4:13:00 PM ارسال شده است.

Shokoohe Doost Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ