ایران ترانه

مرضیه » مرضیه 2 » متن ترانه سرو

» خواننده : مرضیه
» آلبوم : مرضیه 2
» آهنگ : سرو
کاور آلبوم مرضیه 2
سروی و بیدی بر لب جویی گرم سخن بودند
بی خبر از خود هر چه تو گویی چون دل من بودند

سرو خود آرا مست و طرب زا بر سر ناز آمد
بید کهن را دید و بگفتا کز تو چه باز آمد

من که تو بینی سرکش و سبزم
شاهد گلشن ایجادم
مست غرورم و آزادم من

کرده به قامت شور قیامت
پیکر خرم و آزادم
غرق سرورم و دل شادم من

آسیب خزان هرگز کی برگ و برم ریزد
گر برف زمستان ها یکجا به سرم ریزد

چون پیری که دهد پندی به سخن بید آمد
چون پیری که دهد پندی به سخن بید آمد

منِ آشفته سر ای جوان جهان دیده ام
ز من بشنو که دلسردی خزان دیده ام
ز گشت زمان چه دانی

تو را هرگز کسی سایه ای نبیند به بر
که بگذارد خسی یا گلی در آن سایه زد
چه حاصل ز سرگرانی

اگر افتاده حالم
وگر بشکسته بالم
همین بس مرا
که هر کس مرا
بخواند به سایبانی

سروی و بیدی بر لب جویی گرم سخن بودند
بی خبر از خود هر چه تو گویی چون دل من بودند

ارسال متن توسط : جلال شریفی

ارسال MP3 توسط : damavand damavand

متن ترانه سرو در تاریخ جمعه ۹ فروردين ۱۳۸۷ و ساعت 8:29:00 PM ارسال شده است.

Sarv Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ