ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر توام سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه بیش همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیم زآلودگی ها کرده پاک ای تپش های تن سوزان من آتشی در سایه ی مژگان من ای زگندمزارها سرشار تر ای ز زرین شاخه ها پر بار تر ای در بگشوده بر خورشیدها در هجوم ظلمت تردیدها با توام دیگر ز دردی بیم نیست هست اگر جز درد خوشبختیم نیست
متن ترانه ضربی مثنوی (در دستگاه ماهور) در تاریخ يکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۲ و ساعت 3:02:00 AM ارسال شده است.