ایران ترانه

شهره صولتی » سفر » متن ترانه سفر

» شاعر : ژاکلین
» آهنگ ساز : ژاکلین
» خواننده : شهره صولتی
» آلبوم : سفر
» آهنگ : سفر
کاور آلبوم سفر
نکنه روز سفرم
خاتون خونه مادرم
وقت روبوسی آخرم
دستپاچه شد آب و نریخت پشت سرم
واسه اینه که در به درم
با غصه ها همسفرم

نکنه روز سفرم
همسایه ها دور و برم
هدیه می دادن ببرم
کاسه آب خالی نشد پشت سرم
واسه اینه که در به درم
با غصه ها همسفرم

مادرم وقت نمازش
لحظه راز و نیازش
اسمم و می گفت و اشکاش
می ریخت رو صورت نازش

قسمم می داد بمونم
قدر ایران و بدونم
راست می گفت حالا میدونم
کشورم بسته به جونم

به کسی که اینجا دارم
نوشتم می رم دیارم
حالا بیشتر از همیشه
واسه خونه بی قرارم

قسمش دادم به جونم
نوشتم خواهشی دارم
پشت سرم آب و نریزی
فکر بازگشتی ندارم

نکنه روز سفرم
خاتون خونه مادرم
وقت روبوسی آخرم
دستپاچه شد آب و نریخت پشت سرم
واسه اینه که در به درم
با غصه ها همسفرم
چی شد چی اومد به سرم
که عمری در به درم

فرستنده متن : پسر شرقي

متن ترانه سفر در تاریخ سه شنبه ۱۶ تير ۱۳۸۳ و ساعت 9:50:00 AM ارسال شده است.

Safar Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ