ایران ترانه

محسن نامجو » جبر جغرافیا » متن ترانه که این طور

» خواننده : محسن نامجو
» آلبوم : جبر جغرافیا
» آهنگ : که این طور
آه که اینطور ٬ آه پس که اینطور،

سر رسید دفتر روز است نه شب٬

عشق سودای شبانه ست که دراز است و قلندر پیدا.....

جان به جان آفرین تسلیم نمی شود ...

بازگشت همه به سوی او نیست....!!!!!!!!

آه که اینطور ٬ آه که اینطور،



دست به قنداق نمی رود ...



تفنگ غلاف می شود ...



جهان اصلا نمی چرخد، راه هم نمی رود٬



روز به شب نمی نشیند ...

آه که اینطور ٬ آه پس که اینطور،



بهرام گور از پله بالا نمی رود.



آهو به دست هیچ کس آرام نیست ....



غزل در کوچه روانه نیست ...

آه که اینطور٬ آه پس که اینطور،



معشوق همیشه پا برجاست ....!!!

تکرار نمی شود همه چیز ..

شب وصل قبل از تولد نیست ...

عقل یک لاستیک فرسوده نیست گیر کرده در گل و لای !!!

مغز نیست یک مخابرات متروکه ...!

آه که اینطور ٬ آه که اینطور.......
خ

فرستنده متن : Majid

ارسال MP3 توسط : امير فرساد

متن ترانه که این طور در تاریخ پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ و ساعت 3:37:00 PM ارسال شده است.

KE_INTOR Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ