حیف نگاه ماهت که قاب عکسمون شد تو اینه خوب نگاه کن ببین چشات حروم شد ببین چشات حروم شد
هنوز غبار بارون رو گونه هات نشسته چشات دروغ نمی گن به انتظار نشسته یه سرسپرده می خواست وقتی که خواست بمیره چشات میگن عزیزم نگو که غیر از اینه نگو که غیر از اینه
یه سینه سوخته عاشق پیش چشات نشسته اونم یه روز یه دل داشت اونم یه روز یه دل داشت اما حالا شکسته
اونم یه روز یه دل داشت اونم یه روز یه دل داشت اما حالا شکسته