یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه ممل فشفشه بود از رو سر کلاه میزد جیبو رو هوا میزد ببین از کجا میزد؟ زندگی زیر و رو خیلی داره آره والا روز بیچاره ها شام تاره جون آقا این فشفشه جیبش رو از پول پر نمیکرد نون فقیرو بی پولا آجر نمیکرد یه روز آخه یه ده تومن کارش رو پاک ساخت از غیرت و مردونگی یارو رو انداخت
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه ممل فشفشه بود از رو سر کلاه میزد جیبو رو هوا میزد ببین از کجا میزد؟ بر آسمون و بر زمین میخندم من هم به اون و هم به این میخندم دیگه چه غم دارم اوسای هر کارم من که در این دنیا بی کار و بی عارم
زندگی زیر و رو خیلی داره آره والا روز بیچاره ها شام تاره جون آقا یادت میاد اون شب که من با چشم گریون یک شاخه گل دادم به تو مثل یه انسون حالا که هیچ راه فراری نیست از این بند فهمیدم اون گل بهتره از این گلوبند حالا که هیچ راه فراری نیست از این بند فهمیدم اون گل بهتره از این گلوبند