شوری که اهلِ بپا هر غزلِ نگاه او دارد نور صفا دیده بی گناه او چه بگویم چه بگویم ز نگاه گرم او که به جانم چه شررها زده نازو شرمِ او نه کلامی نه پیام ای به لب خموشه او که زچشمش دل عاشق چه نود خورش او هر دم به مهربانی ساز سخن کند سر شکفه نهانی چشم اش زمن کند گویم به عشق من چرا شوری به پا نمی کنی گویم که می پرستمت باور چرا نمیکنی شوری که اهلِ بپا هر غزلِ نگاه او دارد نور صفا دیده بی گناه او چشمِ سیاهش با شور و مهستی نگرد بسوی من با هر نگاهش پندد به هستی قله آرزوی من دارم هوای او جویم به دایه و که زنده ام برای و
متن ترانه تنصیف زنده ام برای او در تاریخ چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ و ساعت 6:44:00 AM ارسال شده است.