ایران ترانه

احمد شاملو » ققنوس در باران (1) » متن ترانه Track 2

» خواننده : احمد شاملو
» آلبوم : ققنوس در باران (1)
» آهنگ : Track 2
کاور آلبوم ققنوس در باران (1)
ققنوس در با ران
احمد شاملو (الف- بامداد)
احمد شاملو ققنوس در باران
2
تا شکوف هی سُرخ یک پیراهن
به آیدا
١٣۴٣
سنگ م یکشم بر دوش،
سنگ الفاظ
سنگ قوافی را.
و از عر قریزان غروب، که شب را
در گود تاریک اش
م یکند بیدار،
و قیراندود می شود رنگ
در نابینائ یی تابوت،
و بی نفس م یماند آهنگ
از هراس انفجار سکوت،
من کار م یکنم
کار م یکنم
کار
و از سنگ الفاظ
بر م یافرازم
استوار
دیوار،
تا بام شعرم را بر آن نهم
تا در آن بنشینم
در آن زندانی شوم...
من چنی نام. احم قام شاید!
که م یداند
که من باید
احمد شاملو ققنوس در باران
3
سن گهای زندان ام را به دوش کشم
ب هسان فرزند مریم که صلیب اش را،
و نه به سان شما
که دست هی شلاق دژخیم تان را می تراشید
از استخوان برادر تان
و رشت هی تازیانه ی جلاد تان را می بافید
از گیسوان خواهر تان
و نگین به دست هی شلاق خودکامه گان م ینشانید
از دندا نهای شکسته ی پدر تان!

و من سنگ های گران قوافی را بر دوش می برم
و در زندان شعر
محبوس م یکنم خود را
ب هسان تصویری که در چارچوب اش
در زندان قاب اش.
و ای بسا که
تصویری کودن
از انسانی ناپخته:
از من سالیان گذشته
گ مگشته
که نگاه خُردسال مرا دارد
در چشمان اش،
و من کهنه تر به جا نهاده است
تبسم خود را
بر لبان اش،
احمد شاملو ققنوس در باران
4
و نگاه امروز من بر آن چنان است
که پشیمانی
به گناها ناش!
تصویری ب یشباهت
که اگر فراموش م یکرد ل بخندش را
و اگر کاویده می شد گون هها یاش
به جُست وجوی زنده گی
و اگر شیار بر م یداشت پیشانی اش
از عبور زمان های زنجیرشده با زنجیر برد هگی
م یشد من!
م یشد من
عیناً!
م یشد من که سن گهای زندان ام را بر دوش
م یکشم خاموش،
و محبوس می کنم تلاش روح ام را
در چاردیوار الفاظی که
م یترکد سکوت شان
در خلاء آهنگ ها
که م یکاود ب ینگاه چشم شان
در کویر رنگ ها...
م یشد من
عیناً!
م یشد من که لب خند هام را از یاد برده ام،
و اینک گون هام...
و اینک پیشان یام...

احمد شاملو ققنوس در باران
5
چنی نام من
- زندان یی دیوارهای خوش آهنگ الفاظ بی زبان -
چنی نام من!
تصویرم را در قاب اش محبوس کرده ام
و نا مام را در شعرم
و پا یام را در زنجیر زن ام
و فردای ام را در خویشتن فرزندم
و دل ام را در چنگ شما...
در چنگ هم تلاشی ی با شما
که خون گرم تان را
به سربازان جوخه ی اعدام
م ینوشانید
که از سرما می لرزند
و نگاه شان
انجماد یک حماقت است.
شما
که در تلاش شکستن دیوارهای دخمه ی اکنون خوی شاید
و تکیه م یدهید از سر اطمینان
بر آرنج
مِجری ی عاج جمجمه تان را
و از دریچه ی رنج
چش مانداز طعم کاخ روشن فرداتان را
در مذاق حماسه ی تلاش تان مزمزه می کنید.
شما...




























ارسال متن توسط : اسکندر خوبان

ارسال MP3 توسط : بارانی ...

متن ترانه Track 2 در تاریخ شنبه ۱ تير ۱۳۸۷ و ساعت 11:57:00 AM ارسال شده است.

Track 2 Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ