هنوز
در فکر آن کلاغم در دره های یوش
با قیچی سیاهش
بر زردی برشته گندمزاری
با خش خشی مضاعف
از آسمان کاغذی مات
قوسی برید کج
و رو به کوه نزدیک
با غار غار خشک گلویش
چیزی گفت
که کوه ها
بی حوصله
در زل آفتاب
تا دیرگاهی آن را
با حیرت
در کله های سنگی شان
تکرار می کردند
گاهی سوال می کنم از خود که
یک کلاغ
با آن حضور قاطع بی تخفیف
وقتی
صلوه ظهر
با رنگ سوگوار مصرش
بر زردی برشته گندمزاری بال می کشد
تا از فراز چند سپیدار بگذرد
با آن خروش وخشم
چه دارد بگوید
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] با کوه های پیر
کاین عابدان خسته خوابالود
در نیمروز تابستانی
تا دیرگاهی آن را با هم
تکرار کنند ؟
ارسال متن توسط : بارانی ...
ارسال MP3 توسط : بارانی ...
|