زاده شدن بر نیزهی تاریک همچون میلاد گشادهی زخمی صفر یگانهی فرصت را سراسر در سلسله پیمودن بر شعلهی خویش سوختن تا جرقهی واپسین بر شعلهی خرمنی که در خاک راهش یافتهاند بردگان اینچنین اینچنین سرخ و لوند بر خار بوتهی خون شکفتن وین چنین گردن فراز از تازیانه زار تحقیر گذشتن و راه را تا غایت نفرت بریدن آه از که سخن میگویم
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] ما بی چرا زندگانیم و آنان به چرا مرگ خود آگاهانند
ارسال متن توسط : بارانی ...
ارسال MP3 توسط : بارانی ...
|