من کلام آخرین را بر زبان جاری کردم همچون خون بی منطق قربانی بر مذبح یا همچون خون سیاوش (خون هر روزِ آفتابی که هنوز برنیامده است که هنوز دیری به طلوعش مانده است یا که هنوز برنیاید.) همچون تعهدی جوشان کلام آخرین را بر زبان جاری کردم وایستادم تا طنینش با باد پرت افتاده ترین قلعه ی خاک را بگشاید.
□
اسم اعظم (آن چنان که حافظ گفت) و کلام آخر ( آن چنان که من می گویم). همچون واپسین نفس بره ای معصوم بر سنگ بی عطوفت قربانگاه جاری شد
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] و بوی خون بی قرار در باد گذشت.
20 مهر 1351
ارسال متن توسط : بارانی ...
ارسال MP3 توسط : بارانی ...
|