شب زده خیمه ها روی کوهستان دامن افکنده دیگر همه جا شب سیه دامان آمدومهرتابان زرهش شد گریزان شام سیه آمد آهسته زره ندرخشد چهره من در صدف سینه آن. با مه خود شاید که شب کرده جفا که مه از آن چون مه من چهره خود کرده نهان. دل من روشن از اوشد چون دل شب زمهتاب ماه من بود وبیرون شد زکفم چو گوهری نایاب رفت ودراین سیاهیها منم بی فرارو بی تاب شام سیه آمد آهسته زره ندرخشد چهره من در صدف سینه آن با مه خود شاید که شب کرده جفا که مه از آن چون مه من چهره خود
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] کرده نهان. دل من روشن از اوشد چون دل شب زمهتاب ماه من بود وبیرون شد زکفم چو گوهری نایاب رفت ودراین سیاهیها منم بی فرارو بی تاب شام سیه آمد آهسته زره ندرخشد چهره من در صدف سینه آن با مه خود شاید که شب کرده جفا که مه از آن چون مه من چهره خود
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] کرده نهان. فرستنده:سامان
ارسال متن توسط : سامان ركوتا
|