شرکت ترانه تقدیم می کند : برنامه ای از گلهای رنگارنگ دراین برنامه اثری از حبیب الله بدیعی در بیات اصفهان با کلامی از لیلا کسری و صدای گرم مهستی به سمع می رسد . آواز این برنامه را ستار اجرا خواهد کرد . تنظیم از احمد پژمان ، ضرب از رضا ترشیزی ، غزل آواز از عماد خراسانی . اشعار متن برنامه از عراقی ، رهی معیری ، حافظ ، فریدون صلاحی . گوینده مولود ذهتاب
{ دکلمه شعر با صدای مولود ذهتاب} دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم / همه هستی تویی فجمله این و آن نمی دانم به جز تو در همه عالم دگر دلبر نمی بینم / به جز تو در همه گیتی دگر جانان نمی دانم به جز غوغای عشق تو درون دل نمی یابم / به جز سودای وصل تو میان جان نمی دانم { ترانه با صدای مهستی} هر کی با حقیقته ، تو دلش محبته ، هر کی با یه قلب پاک ، عاشق رفاقته مثل من همیشه تنها می مونه ، یه غریبه که تو دریا می مونه خوشبحالت که تو بی محبتی ، بردی از یاد منو مثل طوفان اومدی گذشتی و دادی بر باد منو تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو هر کی با حقیقته ، تو دلش محبته ، هر کی با یه قلب پاک ، عاشق رفاقته مثل من همیشه تنها می مونه ، یه غریبه که تو دریا می مونه تو هنوز عشق منی اسیرتم ، عمر منی اسیرتم ، منو باش ای دل غافل یه پریشون دلم چکار کنم ، خون دلم چکار کنم ، مگه اروم می شه این دل چه کنم چشم های تو ، اشک چشم هامو ندیده ، شور و حال عشق تو از دلم پا نکشیده تا زمونی که پی محبتم ، مستحق غمتم ، من دیونه که با حقیقتم ، مستحق غمتم خوشبحالت که تو بی محبتی ، بردی از یاد منو مثل طوفان اومدی گذشتی و دادی بر باد منو تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو { دکلمه شعر با صدای مولود ذهتاب} چون شمع نیمه جان به هوای تو سوختیم / با گریه ساختیم و به پای تو سوختیم اشکی که ریختیم به یاد تو ریختیم / عمری که سوختیم برای تو سوختیم پروانه سوخت یک شب و آسود جان او / ما عمرها ز داغ جفای تو سوختیم دیشب که یار انجمن افروز غیر بود / ای شمع ، تا سپیده به جای تو سوختیم کوتاه کن حکایت شب های غم رهی / کز برق آه و سوزنوای تو سوختیم { دکلمه شعر با صدای مولود ذهتاب} در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع / شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست / بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع همچو صبحم یک نفس باقی است بی دیدار تو / چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع { آواز با صدای ستار} گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر / باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر امشبی را که در آنیم غنیمت شمرید / شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر مست مستم مشکن قدر خود ای پنجه غم / من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر تا روم از پی یار دگری می باید / جز دل من دلی و جز تو دلارای دگر { دکلمه شعر با صدای مولود ذهتاب} گر چه رفتی از برم اما فراموشم مکن / با غمت ای آشنا هر شب هم آغوشم مکن همچو موج اشک از دریای چشمم تا مکش / در پی خود چون حبابی خانه بر دوشم مکن ساغر چشم تو سرشار است از مستی و ناز / با خیال نرگست هر شب قدح نوشم مکن { ترانه با صدای مهستی} هر کی با حقیقته ، تو دلش محبته ، هر کی با یه قلب پاک ، عاشق رفاقته مثل من همیشه تنها می مونه ، یه غریبه که تو دریا می مونه خوشبحالت که تو بی محبتی ، بردی از یاد منو مثل طوفان اومدی گذشتی و دادی بر باد منو تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو هر کی با حقیقته ، تو دلش محبته ، هر کی با یه قلب پاک ، عاشق رفاقته مثل من همیشه تنها می مونه ، یه غریبه که تو دریا می مونه تو هنوز عشق منی اسیرتم ، عمر منی اسیرتم ، منو باش ای دل غافل یه پریشون دلم چکار کنم ، خون دلم چکار کنم ، مگه اروم می شه این دل چه کنم چشم های تو ، اشک چشم هامو ندیده ، شور و حال عشق تو از دلم پا نکشیده تا زمونی که پی محبتم ، مستحق غمتم ، من دیونه که با حقیقتم ، مستحق غمتم خوشبحالت که تو بی محبتی ، بردی از یاد منو مثل طوفان اومدی گذشتی و دادی بر باد منو تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو تو منو شکستی آفرین به تو ، با همه نشستی آفرین به تو تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو تو با من عهد و وفا رو بستی و خودتم گسستی ، آفرین به تو