با نغمه شیرین تو باقصه دیرین تو چون مرغ شب راز دل گفته ام بایاد تو چه آرام خفته ام ای مستی شبهای من هرشب تو دررویای من شیرین ترین نغمه ها خوانده ای دربسترم لحظه ها مانده ای. ای آسمان امشب چرا دیگر آوازه خوان من نمی خواند آن دختررویای دیرینه ام حال مرا شاید نمی داند بی او بود مهتاب یاد او روشنگر شبهای آرزو. با نغمه شیرین تو باقصه دیرین تو چون مرغ شب راز دل گفته ام بایاد تو چه آرام خفته ام ای مستی شبهای من هرشب تو دررویای من شیرین ترین نغمه ها خوانده ای دربسترم لحظه ها مانده ای. ای آسمان امشب چرا دیگر آوازه خوان من نمی خواند آن دختررویای دیرینه ام حال مرا شاید نمی داند بی او بود مهتاب یاد او روشنگر شبهای آرزو.