ایران ترانه

محسن نامجو » سنتی ها » متن ترانه هیچ

» خواننده : محسن نامجو
» آلبوم : سنتی ها
» آهنگ : هیچ
کاور آلبوم  سنتی ها
بنگر به جهان، بنگر به جهان، چه طرف بربستم؛ هیچ
وز حاصل عمر، وز حاصل عمر، چیست در دستم؛ هیچ
شمع طَرَبم، شمع طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جم‌ام، من جام جم‌ام، ولی چو بشکستم، هیچ

افسوس که بی‌فایده فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم
دردا ندامتا که تا چشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده براُفتد نه تو مانی و نه من

از من اثری ز سعی ساقی مانده‌ست
وز زمزمه‌ی عطر اقاقی مانده‌ست
وز باده‌ی دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده است

بنگر به جهان، بنگر به جهان، چه طرف بربستم؛ هیچ
وز حاصل عمر، وز حاصل عمر، چیست در دستم؛ هیچ
شمع طَرَبم، شمع طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جم‌ام، من جام جم‌ام، ولی چو بشکستم، هیچ

ارسال متن توسط : حمیدرضا اسماعیل زاده

ارسال MP3 توسط : Ahura A

متن ترانه هیچ در تاریخ دوشنبه ۳ تير ۱۳۸۷ و ساعت 3:14:00 PM ارسال شده است.

Hich ( Bengar Beh Jahan ) Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ