ایران ترانه

ستار » حکایت3 ( من و غروب و جاده ) » متن ترانه گلهای کاغذی

» خواننده : ستار
» آلبوم : حکایت3 ( من و غروب و جاده )
» آهنگ : گلهای کاغذی
کاور آلبوم حکایت3 ( من و غروب و جاده )
به ستاره بگو شب چه مهربونه
نکنه فکر کنه شب نامهربونه
به گلای کاغذی بگو که از پنجرمون دور نشن
شمعدونای خونمون بی شمع و بی نور نشن
صحبت از مهتابه اسمون در خوابه
حرف ما فریاده دل عجب اباده

ماهیا رودخونه ها رو دیگه تنها نذارن به عشق دریا
که پرنده های عاشق به هوای کوچ نرن اون ور دنیا
صحبت از مهتابه اسمون در خوابه
حرف ما فریاده دل عجب اباده

که گلا عطر تو باشه رو تناشون رو تناشون
عکس تو باشه گل رو دامناشون رو دامناشون
صحبت از مهتابه اسمون در خوابه
حرف ما فریاده دل عجب اباده

می توان رفت در ان ستاره های چشم او
می توان نیست شدو هیچ ندید
جز دو نقطه سیاه
می توان خود را دید
لحظه غربت خود را حس کرد
و در ان مرز غریبانه چه شیرین جان داد
از غم عشق چه می باید کرد
من نمی دانم هیچ تو بگو
تشنه ام تشنه ترین تشنه ها
از عطشی می سوزم
تو بگو من نمی دانم هیچ
از غم عشق چه می باید کرد

فرستنده متن : نصیر

متن ترانه گلهای کاغذی در تاریخ دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۳ و ساعت 5:23:00 AM ارسال شده است.

Golhayeh Kaghazi Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ