شب شوم رفتن تو توی گریه ها نشستم ندارم امید موندن دل به دیدار تو بستم حالا منتظر به یادت غم من شده نگاهت وقتی بی هویتم من توی خاطرات راهت چی شده یاد تو رفته رنگ بارونی چشمام دیگه سخته گریه من وقت این نیاز غم هام بعدتونشسته خونه توی تنهایی وغربت حالا که نداشتن تو شده آغازیه حسرت شب واین هجوم خلوت توی تاریکی وغفلت می دونم که برمی گردی وقت این غروب ظلمت حس بودن تو اما ترس رفتنت دوباره شب وخلوت وسکوتم دیگه طاقتی نداره زل زده توی نگاهم سردی نگاه چشمات یاد اون روز که میرفتی اشکای من روی پاهات رفتننت شده سؤالم دیگه خوشحالی ندارم دل من شکسته دنیا حرف تازه ای ندارم