ایران ترانه

محمد نوری » جاودانه با عشق » متن ترانه سخن عشق

» خواننده : محمد نوری
» آلبوم : جاودانه با عشق
» آهنگ : سخن عشق
کاور آلبوم جاودانه با عشق
سخنِ عشقِ تو بی آنکه برآید به زبانم
رنگِ رخساره خبر می دهد از سوزِ نهانم
نه مرا طاقتِ غربت ، نه تو را خاطرِ غربت
دل نهادن به صبوری ، که جز این چاره ندانم

*****

سخنِ عشقِ تو بی آنکه برآید به زبانم
رنگِ رخساره خبر می دهد از سوزِ نهانم
نه مرا طاقتِ غربت ، نه تو را خاطرِ غربت
دل نهادن به صبوری که جز این چاره ندانم

گاه گویند که بدانم ز پریشانی حالم
گاه گویند که بدانم ز پریشانی حالم
باز گویند که عیان است چه حاجت به بیانم
آه باز گویند که عیان است چه حاجت به بیانم

من در اندیشه ی آنم که روان بر تو فشانم
من در اندیشه ی آنم که روان بر تو فشانم
نه در اندیشه که خود را ،
نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم
ز کمندت برهانم

***
سخن از نیمه بریدم
که نگه کردم و دیدم
که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم
که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم

گاه گویند که بدانم ز پریشانی حالم
گاه گویند که بدانم ز پریشانی حالم
باز گویند که عیان است چه حاجت به بیانم
آه باز گویند که عیان است چه حاجت به بیانم

من در اندیشه ی آنم که روان بر تو فشانم
من در اندیشه ی آنم که روان بر تو فشانم
نه در اندیشه که خود را ،
نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم
ز کمندت برهانم

فرستنده متن : علی خلجی

متن ترانه سخن عشق در تاریخ چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۳ و ساعت 9:13:00 PM ارسال شده است.

Sokhaneh Eshgh Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ