رازقی پرپر شد باغ در چله نشست تو به خاک افتادی کمر عشق شکست ما نشستیم و تماشا کردیم
دلم میخواد گریه کنم برای قتل و عام گل برای مرگ رازقی دلم میخواد گریه کنم برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی وقتی که قلبا و گلا شکستن وپرپر شدن وقتی که باغچه های عشق سوختن و خاکستر شدن من و تو از گل کاغذی باغچه ای داشتیم توی خواب با خشتای مقوایی خونه میساختیم روی آب وقتی که ما تو جشن شب ستاره بارون می شدیم وقتی که پشت سنگر سایه ها پنهون میشدیم از نوک بال کفترا خون پریدن میچکید صدای بیداری عشق رو خواب شب خط میکشید