تو حیرانی در این هنگامه، من هم از تو حیرانتر تو در آغاز آبادی، منم هر لحظه ویرانتر در این بن بست ظلمانی، رهایی را چه میدانی؟ فرار از خود به سوی هم، و یا از هم گریزانتر
اگر از راه برگردیم سراپا حسرت دردیم گذشتن، مرگ؛ ماندن، درد كدامینند آسانتر؟ كدام این پیك را گویند كه من هم از تو می جویم نشانت را و ماندم بی خبر در آن پریشانتر
در این تنهایی ممتد فقط دست تو بر در زد ندیدم از تو ای دیرآمده ناخوانده مهمانتر
فرستنده متن : هم پیاله
متن ترانه حیران در تاریخ چهارشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۳ و ساعت 1:30:00 PM ارسال شده است.