دیگه کاپشن کارٍ خودشُ کرده به یک فقیرٍ بی گناه به نام رقی که بچه ش ده سانت از خودش بزرگ تره
بزن به چاک زنٍ دهنش مثلٍ لبو چهار دُنگ آفتاب خورده تو صورتش دیگه سیگار نکش دم خونه ی بابات منت کشی نکن نکن نکن نکن
چند سکه تو دست بیش و کم چه باک نان نمی دهند به سالی رنج ومحنتت بیش و کم
دیگه کاپشن کارٍ خودشُ کرده به یک فقیرٍ بی گناه به نام رقی که بچه ش ده سانت از خودش بزرگ تره بزن به چاک زنٍ دهنش مثلٍ لبو چهار دُنگ آفتاب خورده تو صورتش
کاپشنُ نده به رقی تو هنوز بارون ندی داغ هنوز, داغ تنت آخ که زمستون ندی آخ که زمستون ندی
دهنش مثلٍ لبو پا و دستش تُپُلو سرٍ موال میک آپ می کنه لنگاشو رو قبله, وا می کنه
کاپشنُ نده به رقی تو هنوز بارون ندی داغ هنوز, داغ تنت آخ که زمستون ندی آخ که زمستون ندی آخ که زمستون ندی |