جونمو ازم بگیر و راحتم کن من دیگه طاقت بی مهری ندارم چرا چشماتو می بندی نازنینم؟ نگا کن چقدر سیاهه روزگارم
همه ی حرفای تو توی چشاته معنیِ نگاهتو خودم می دونم بیشتر از این طاقتِ موندن ندارم به مقدساتِ عالم نمی تونم
راحتم کن و بگو دوسم نداری بگو تو دلت دیگه جایی برام نیست دیگه هیچ تحملی برام نمونده به خدا اشکی دیگه توی چشام نیست به خدا اشکی دیگه توی چشام نیست
بگو راحتم کن از دست تو مُردم من فریب چشمای نازتو خوردم بار اولم که نیست، دنیا همینه اینبارم مثل همیشه بد آوردم اینبارم مثل همیشه بد آوردم
بگو راحتم کن از این زخم کهنه زودتر از اینا باید بهم می گفتی با یه مشت دروغ منو بازی می دادی یه روزی میاد به حالِ من بیفتی یه روزی میاد به حالِ من بیفتی یه روزی میاد به حالِ من بیفتی یه روزی میاد...