چونطلاینابمرابیمنتازخاکم بکن یک شبیراعاشقانه ،ازهوس پاکم بکن هر نگاهت موجیبرهرتخته سنگ پیکرم پرتلاطمترزپیشم، غرق امواجمبکن بی منتازخاکم بکن،ازهوسپاکم بکن , غرق امواجم بکن ,،،، میپسندم بازوانت را به دور شانه ام اول کارم هنوز فکر سرانجاممبکن با تومن درشبخیال دیگریدارم به سر همچوشبگردی،مرااز خواب بیدارم بکن بی منت ازخاکم بکن ، ازهوس پاکم بکن , غرقامواجمبکن فکرسرانجامم بکن، ازخواببیدارم بکن ،،، دوستدارمهمچوپیچکبرسروپایتوپیچم بازامشب ،چونگلوحشیشدم،راممبکن شبنمیشو،و بوسهبرگلبرگ انداممبزن بوسهبارانمبکن ،بیتاب بیتابم بکن بختوقسمترابگو ، دستیبهدستهمدهند دستبهدستمده ،کنارسایه اتخوابم بکن بی منتازخاکمبکن ،ازهوسپاکمبکن , غرق امواجمبکن فکرسرانجامم بکن ، ازخواببیدارم بکن چونگلوحشیشدم، رامم بکن، بیتاببیتابم بکن در کنارسایه اتخوا بم بکن ..... |