باز دریای دلم طوفانی است
آسمانِ کِسِلَم بارانی است
نی بی همدممو تابِ علف
ناله در حنجره ام زندانی است
شرح تنهاییِ من می پرسی ، شرح تنهایی من طولانی است
نصب و تقدیر من از سرمشقیست ، که مرا حک شده بر پیشانیست
دورِ باطل زده ام قصّه ی من ، همه سرگشتگی و حِیرانیست
بعد سرگشتگی و حیرانی ، باز هم حیرت و سرگردانی
دار و تیشه همه آسودگی اند ، عشق بازی نه به این آسانی
معنیِ عشق بپرس از مجنون ، که همه بی سر و بی سامانی است
******
باز دریای دلم طوفانی است
آسمانِ کِسِلَم بارانی است
نی بی همدممو تابِ علف
ناله در حنجره ام زندانی است
شرح تنهاییِ من می پرسی ، شرح تنهایی من طولانی است
نصب و تقدیر من از سرمشقیست ، که مرا حک شده بر پیشانیست
دورِ باطل زده ام قصّه ی من ، همه سرگشتگی و حِیرانیست
بعد سرگشتگی و حیرانی ، باز هم حیرت و سرگردانی
بوی پیراهن یوسف نرسید ، می وزد باد ولی هجرانیست
گردبادم نه نسیمِ سحری ، کارِمن گل نه ، غبارافشانیست
فرستنده متن : علی خلجی
|