ای پرنده مهاجر سفرت سلامت اما به کجامیری عزیزم قفسه تموم دنیا روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوری وقتی خورشیدی نباشه تا همیشه سوت و کوری
چاره ای نمونده جز رفتن و رفتن انگار اینو رو پیشونیمون نوشتن که سفر تقدیر ماست واسه همیشه ما همینیم جنگل بدون ریشه ما همینیم جنگل بدون ریشه
تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه می دونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه
تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شد یه بغض شکسته رفیق گلوم شد تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد تمام وجودم توی آینه خط خورد
متن ترانه رگبار در تاریخ جمعه ۱۷ آبان ۱۳۸۷ و ساعت 10:33:00 AM ارسال شده است.