آخه تو عزیز قصه هامی آخه تو شعر روی لبامی آخه جون تو بسته به جونم
آخه تو عزیز قصه هامی آخه تو شعر روی لبامی
آخه تو عزیز قصه هامی آخه تو شعر روی لبامی آخه جون تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمی تونم
آخه تو عزیز قصه هامی آخه تو شعر روی لبامی آخه جون تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمی تونم
آخه تو عزیز قصه هامی آخه تو شعر روی لبامی آخه جون تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمی تونم آخه اسم تو رو که میارم میشی همه ی داره و ندارم از چی می ترسی تو مهربونم من که رو عشق تو موندگارم
یه شب میون بارون غرورمو شکستم کاشکی بهت می گفتم چقدر تو رو می خواستم می خوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت با اینکه خیلی خسته ام بگذرم از گناهت
آخه تو عزیز قصه هامی آخه تو شعر روی لبامی آخه جون تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمی تونم آخه اسم تو رو که میارم میشی همه ی داره و ندارم از چی می ترسی تو مهربونم من که رو عشق تو موندگارم
یه شب میون بارون غرورمو شکستم کاشکی بهت می گفتم چقدر تو رو می خواستم می خوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت با اینکه خیلی خسته ام بگذرم از گناهت آخه تو عزیز قصه هامی آخه تو شعر روی لبامی آخه جون تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمی تونم آخه اسم تو رو که میارم میشی همه ی داره و ندارم از چی می ترسی تو مهربونم من که رو عشق تو موندگارم
متن ترانه بارون در تاریخ جمعه ۱۷ آبان ۱۳۸۷ و ساعت 10:45:00 AM ارسال شده است.