ایران ترانه

بیژن کامکار » سایه روشن مهتاب » متن ترانه بهار غم انگیز

» خواننده : بیژن کامکار
» آلبوم : سایه روشن مهتاب
» آهنگ : بهار غم انگیز
کاور آلبوم سایه روشن مهتاب
بهار غم انگیز

بهار آمد گل و نسرین نیاورد
نسیمی بوی فروردین نیاورد

پرستو آمد و از گل خبر نیست
چرا گل با پرستو هم سفر نیست

چه افتاد این گلستان را چه افتاد؟!
که آیین بهاران رفتش از یاد

چرا پروانگان را پر شکسته‌است
چرا هر گوشه گرد غم نشسته‌است

چرا خورشید فروردین فرو خفت
بهار آمد گل نوروز نشکفت

مگر دارد بهار نو رسیده
دل و جانی چو ما در خون کشیده

بهارا خیز و زان ابر سبکرو
بزن آبی به روی سبزه‌ی نو

گهی چون جویبارم نغمه آموز
گهی چون آذرخشم رخ برافروز

هنوز این جا جوانی دلنشین است
هنوز این جا نفس‌ها آتشین است

مبین کاین شاخه‌ی بشکسته خشک است
چو فردا بنگری پر بیدمشک است

مگو کاین سرزمینی شوره‌زار است
چو فردا دررسد رشک بهار است

بر آرد سرخ گل خواهی نخواهی
وگر خود صد خزان آرد تباهی

اگر خود عمر باشد سر برآریم
دل و جان در هوای هم گماریم

دگر بارت چو بینم شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم

به نوروز دگر هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار…

شعر از : هوشنگ ابتهاج (ه.ا سایه)

فرستنده متن : محمد رضا

ارسال MP3 توسط : Mahdi Amiri

متن ترانه بهار غم انگیز در تاریخ سه شنبه ۴ آبان ۱۳۸۹ و ساعت 7:15:00 PM ارسال شده است.

bahar e gham angiz Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ