شاید تنهایی من در ظلمت شب بود که این کلمه ی بی جان پر از روح را ساخت شاید هم گریزی بود بر هزار راز نهان که بگوید راز تنهایی و سکوت را و بگوید چه رازیست در سوت و کور خانه آری ، حال می دانم سوت و کور یعنی چه یعنی سکوت و تنهایی کنار وحشت یک راز نهان
{مهراز} نگو قراره که دیگه (که دیگه ) یک لحظه پیشم نباشی (پیشم نباشی) نمی زارم یواش یواش هم رنگ سایه ها بشی (بشی)
{رضایا} دسته گل هات رو نمی خوام خاطره هات رو نمی خوام خودت که بهتر می دونی که من فقط تو رو می خوام گل های باغچه رو برات تک تک رو از شاخه چیدم
{مهراز} ببین چقدر جون می کنم (می کنم) بهت بگم دوست دارم بهت بگم دوست دارم
{رضایا} سوت و کوره خونه وقتی سایه ی تو رو سرم نیست
{مهراز} نده آزارم که دیگه طاقتی تو این تنم نیست بی تو زندگیم چی می شه شور عاشقیم چی می شه تو که داری میری اما سرنوشت من چی می شه سرنوشت من چی می شه