منو ببین گریه نکن ، به این وضع عادت کردم به حال من غصه نخور اگه که غرق دردم از زندگی شاکی نشو ، نگو صبرت سر اومده اینو رو پیشونیم نوشتن ، خوشی به من نیومده
نه امیدی ، نه بهاری ، نه از عشقی یادگاری گفته بودی بر می گردی ، نه که تنهام جا بذاری حالا تنها و شکسته ، چشم رو دنیا دیگه بسته تو که رفتی دیگه قلبم ، دل به هیچ یاری نبسته
روزگار وفا نداره ، رسم دنیا رو می دونم آره دوست دارم بخندم ولی هیچ وقت نمی تونم غم تو قلبم خونه کرده ، دلمو دیوونه کرده چین های رو صورت من مثل برگی خشک و زرده نه امیدی ، نه بهاری ، نه از عشقی یادگاری گفته بودی بر می گردی ، نه که تنهام جا بذاری حالا تنها و شکسته ، چشم رو دنیا دیگه بسته تو که رفتی دیگه قلبم ، دل به هیچ یاری نبسته