به دیدارم بیاای ها که من در بند پاییزم مرا همخانه کن با خویشکه از عشق تولبریزم از این شبهای تکراریببر من را به بیداری رفیق فصل دلتنگیتو از دردم خبر داری همیشه وقت تنهاییتویارو یاورم هستی تو حرف اولم بودیتوحرف آخرم هستی توحرف آخرم هستی
پرواز من به سوی تو هجرت این ترانه نیست دوست دارم دوست دارمحرف دل بهانه نیست حرف دل بهانه نیست پرواز من به سوی تو هجرت این ترانه نیست دوست دارم دوست دارمحرف دل بهانه نیست حرف دل بهانه نیست
به دیدارم بیا ای یارمرا لبریز خواستن کن اگر میل سفر داریتو با من عزم رفتن کن منو پر کن پر از خوابیکه با تو دیدنی باشه پرم کن پر زآن عشقیکه عاشق شدنی باشه نگاهم را تو فهمیدیسکوتم راتو می شنیدی ولی افسوس و صد افسوسکه حالم را نپرسیدی
تو از حال من عاشقپریشانی و ترسیدس ولی این را بدان هرگزتوعشقم را نفهمیدی توعشقم را نفهمیدی
فرستنده متن : شهروز زنگنه
متن ترانه تنهایی در تاریخ پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۳ و ساعت 9:25:00 PM ارسال شده است.