یه عمر توی این غربت ، خنجر خورده ایم دل به دیار غربت نسپرده ایم سوخته به غم عشق و بی هم نفسیم پرستوی سبک بال تو قفسیم گرد جهان گردیده ام ، خوبان عالم دیده ام لطف همه سنجیده ام اما تو چیز دیگری
مثل کویر تشنه ، فکر بارونیم تو خواب خوش رفتن ، اینجا می مونیم دریا و باد و موجیم ، آره می تونیم بی رنگیم ولی با هم رنگین کمونیم گرد جهان گردیده ام ، خوبان عالم دیده ام لطف همه سنجیده ام اما تو چیز دیگری گرد جهان گردیده ام ، خوبان عالم دیده ام لطف همه سنجیده ام اما تو چیز دیگری
تو چیز دیگری
تو چیز دیگری
تو چیز دیگری
یه عمر توی این غربت ، خنجر خورده ایم دل به دیار غربت نسپرده ایم دریا و باد و موجیم ، آره می تونیم بی رنگیم ولی با هم رنگین کمونیم گرد جهان گردیده ام ، خوبان عالم دیده ام لطف همه سنجیده ام اما تو چیز دیگری گرد جهان گردیده ام ، خوبان عالم دیده ام لطف همه سنجیده ام اما تو چیز دیگری ، اما تو چیز دیگری