آشفته تر از آهم در بی سر و سامانی سرگشته تر از بادم ، محکوم پریشانی از دلهره لبریزم ، انگار که پاییزم برگم که چنین عاشق در پای تو می ریزم
در کسوت بی تابی ، آتش زده بر چوبم یعقوب نیم اما هم گریه ی یعقوبم یعقوب نیم اما هم گریه ی یعقوبم ، بیا مهدی بیا ای یوسف لیلایی ، ای عشق زلیخایی یارا به خدا سوگند تو دلخوشی مایی یارا به خدا سوگند تو دلخوشی مایی ، بیا مهدی
از فاصله سرشارم ، می سوزم و می بارم هم سینه ی پر درد و هم دیده ی تر دارم ای پادشه خوبان ، تو خوب ترین هستی در دفتر محبوبان ، محبوب ترین هستی
می دادی و سر مستم ، دل بردی و دل بستم هر جمعه نه هر لحظه ، من منتظرت هستم هر جمعه نه هر لحظه ، من منتظرت هستم ، بیا مهدی تو آیینه ی عشقی ، تو جلوه ی معبودی تو وعده ی قرآنی ، تو مهدی موعودی تو وعده ی قرآنی ، تو مهدی موعودی ، بیا مهدی