چشمام از خاطره خیسه ، دلم از دلهره لبریز یادگاری می نویسم روی سنگ قبر پاییز
از غروبی که تو رفتی ، تا طلوعی که ندیدم نه تو از خودت گذشتی ، نه من از خودم بریدم (نه تو از خودت گذشتی ، نه من از خودم بریدم)
خسته از ترانه ها و گریه های شاعرانت آی خدا بهم بفهمون من کجای این جهانم آی خدا بهم بفهمون من کجای این جهانم
دل تنهاییمو بشکن ، چشمه لحظه هامو تر کن من با گریه هام می سازم ، تو با بی خیالی سر کن از همون روز تولد ، قلب من گوشه نشین شد بگو عاشقت نبودم ، نگو قسمت ما این شد (بگو عاشقت نبودم ، نگو قسمت ما این شد)
خسته از ترانه ها و گریه های شاعرانت آی خدا بهم بفهمون من کجای این جهانم آی خدا بهم بفهمون من کجای این جهانم
دل نکندی از غرورت ، تو که دیدی من اسیرم قصه این جوری تموم شد ، تو بمون تا من بمیرم قصه این جوری تموم شد ، تو بمون تا من بمیرم