تو که نیستی تا ببینی ، من و این دل شکستم تک و تنها توی غربت به امید تو نشستم تو که نیستی تا ببینی ، من با این لبای بستم تو رو فریاد می زنم ، با این که از عاشقی خستم چه روزهایی ما داشتیم با هم ولی حیف که چه زود گذشت عکساتو می بوسم و اشکامو روش می ریزم و آروم می گم دوست دارم می میرم واسه ی تو اگه نیای یه روزی سراغم می مونم بدون تو اگه نیای طاقت ندارم می میرم واسه ی تو اگه نیای یه روزی سراغم می مونم بدون تو اگه نیای یه بی قرارم
اشکامو پاک می کنم ، چشامو باز می کنم ولی دیگه نمی بینم تو رو دور و برم آره بی معرفت ، این رسمش نبود که بذاری بری خب شاید خیلی کمم اگه عشق من واسه تو معنایی داره ، پس بذار دلو بدم من به تو صادقانه این دل بیچاره گناهش چیه که شده اسیر یه بازیه کودکانه تنهاییمو تو که هیچ وقت ندیدی ، تو رو خدا دیگه به من نگو غریبی حالا خاطراتو می نویسم باز با این دو تا چشم خیسم ، آروم می گم دوست دارم می میرم واسه ی تو اگه نیای یه روزی سراغم می مونم بدون تو اگه نیای طاقت ندارم می میرم واسه ی تو اگه نیای یه روزی سراغم می مونم بدون تو اگه نیای یه بی قرارم
می میرم واسه ی تو اگه نیای یه روزی سراغم می مونم بدون تو اگه نیای یه بی قرارم می میرم واسه ی تو اگه نیای یه روزی سراغم می مونم بدون تو اگه نیای طاقت ندارم