ایران ترانه

بهرام حصیری » صدای عشق » متن ترانه وهم سپید

» خواننده : بهرام حصیری
» آلبوم : صدای عشق
» آهنگ : وهم سپید
کاور آلبوم صدای عشق
در شب های مهتاب ، سرگردان به تالاب
قویی جفت خود را ، می خواند چه بی تاب

چو بیند عکس مه را ، به روی چین مرداب
گمان کند که این قو ست بر آیینه ی آب

نه امیدی و نه هم آوازی ، که دهد بال و پر پروازی
نه به ماندن قرار ، نه توانی به کوچ
گل من بی تو عمر ، چه تهی بود و پوچ
من گم کرده جفتی دور از آشیانم ، در مرداب هستی وامانده ز راه
در هر روی زیبا آیی در گمانم ، چون وهم سپیدی در پرتوی ماه

در شب های مهتاب ، سرگردان به تالاب
قویی جفت خود را ، می خواند چه بی تاب

چو بیند عکس مه را ، به روی چین مرداب
گمان کند که این قو ست بر آیینه ی آب

نه امیدی و نه هم آوازی ، که دهد بال و پر پروازی
نه به ماندن قرار ، نه توانی به کوچ
گل من بی تو عمر ، چه تهی بود و پوچ
من گم کرده جفتی دور از آشیانم ، در مرداب هستی وامانده ز راه
در هر روی زیبا آیی در گمانم ، چون وهم سپیدی در پرتوی ماه

ارسال متن توسط : Nick Salei

ارسال MP3 توسط : سید مصطفی حسینی

متن ترانه وهم سپید در تاریخ پنجشنبه ۱۸ تير ۱۳۸۸ و ساعت 9:34:00 PM ارسال شده است.

Vahm E Sepid Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ