دفتر پر از ترانه ، گریه ی واژه ی سرد قصه ی قلبی شکسته ، قصه ی من قصه ی درد ، قصه ی درد ، قصه ی درد
نفسم سیاه و سرده ، دل من نفرینی و پوچ ورق عمرم سیاهه ، گریه و فاصله و کوچ
اتفاق دیدن تو ، بهترین فاجعه بودش فاجعه برای مرد اسیر بخت کبوده
تویی که خیال می کردم ، خسته و گرون بهایی دیدمت شونه به شونه ، ارزون غریبه هایی
تو بی وفایی
دیدنت یه لحظه بود و عمری هنوز اسیرم می خونم ، خیالی نیستش ، رفتی و دارم می میرم می میرم ، می میرم
توی آینه یکی می گه رفتنش غصه نداره دست من نیست ولی قلبم هنوزم یه بی قراره دل من یه کوه سنگه ، تا ابد یه جا می مونه دل تو خونه به دوشه ، می ره هرجا که بتونه