باز ماه من در اومد تاریکی باز سر اومد مهتاب خانوم تو در نیا که یارم از در اومد اسفند دونه دونه نعنا و یاس و پونه چشم نخوره قد و بالاش درد و بلاش به جونه نگام هر جا که باشه حواسم به چشاشه خدا کنه نفهمه دل من زیر پاشه اگرچه همزبونه رحیم و مهربونه هلاک اون چشاشم نمیخوام که بدونه
سکوت شهر خسته امشب شده شکسته تو آسمون بیکسی آفتاب عشق نشسته با ساز و با کمونچه بنفشه های کوچه گل میگن و گل میشنون گذشته ها گذشته نگام هر جا که باشه حواسم به چشاشه خدا کنه نفهمه دل من زیر پاشه اگرچه همزبونه رحیم و مهربونه هلاک اون چشاشم نمیخوام که بدونه
دوباره شور عشق و دل بی تاب و سینه روزای پر هیاهو شبای عاشقونه تو رویا نذار تنهام بزاره اجابت کن دعامو لب تنهایی تاره نگام هر جا که باشه حواسم به چشاشه خدا کنه نفهمه دل من زیر پاشه اگرچه همزبونه رحیم و مهربونه هلاک اون چشاشم نمیخوام که بدونه