دلم پاره پاره شد دلتنگ گهواره شد ببین تو شهر فرنگ غریب و آواره شد غریب و آواره شد
بی تو خورشید من دیگه طلوع نداره به ته خط رسیدن دیگه شروع نداره دیگه شروع نداره
کاش بشه بال و پر بگیرم اگه رسید آخر خط اونجا بمیرم بی تو بگو که من کی هستم یه ایرونی که تو غربت عزا میگیرم
تموم افتخار من ایرونی بودن منه امید بازگشت به وطن دلیل زنده بودنه هر چی بودم یه قصه بود یه قصه قشنگ و خوب با قصه هم جون میگیرم تا نگیرم رنگ غروب تا نگیرم رنگ غروب
کاش بشه بال و پر بگیرم اگه رسید آخر خط اونجا بمیرم بی تو بگو که من کی هستم یه ایرونی که تو غربت عزا میگیرم