ای خشم به جان تاخته ، توفان شرر شو ای بغض گل انداخته ، فریاد خطر شو ای روی برافروخته ، خود پرچم ره باش ای مشت برافراخته ، افراخته تر شو ای حافظ جان وطن ، از خانه برون آی از خانه برون چیست که از خویش به در شو گر شعله فرو ریزد ، بشتاب و میندیش ور تیغ فرو بارد ، ای سینه سپر شو ور تیغ فرو بارد ، ای سینه سپر شو
خاک پدران است که دست دگران است خاک پدران است که دست دگران است هان ای پسرم ، خانه نگهدار پدر شو دیوار مصیبت کده ی حوصله بشکن شرم آیدم از این همه صبر تو ، ظفر شو تا خود جگر روبه کان را بدرانی چون شیر درین بیشه سراپای جگر شو چون شیر درین بیشه سراپای جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر ای دوست خود بر سر این تن به قضا داده ، قدر شو فریاد به فریاد بیفزای که وقت است در یک نفس تازه اثرهاست ، اثر شو
ایرانی آزاده ، جهان چشم به راه است
ایرانی آزاده ، جهان چشم به راه است ایران کهن در خطر افتاده ، خبر شو ایران کهن در خطر افتاده ، خبر شو
مشتی خس و خارند ، به یک شعله بسوزان ، به یک شعله بسوزان بر ظلمت این شام سیه فام ، سحر شو بر ظلمت این شام سیه فام ، سحر شو بر ظلمت این شام سیه فام ، سحر شو بر ظلمت این شام سیه فام ، سحر شو