خاطرت آید که آنشب از جنگلها گذشتیم بر تن سبز درختان یادگاری می نوشتیم با من اندوه جدایی نمیدانی چه ها کرد نفرین به دست سرنوشت تورا از من جدا کرد بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته بی تو از این زندگانی قلبم آزرده گشته بی تو ای دنیای شادی دلم دریای درد است چون کبوترهای غمگین نگاهم مات و سرد است ای دلت دریاچه نور گر دلم را شکستی خاطراتم را به یاد آر هر جا بی من نشستی
فرستنده متن : بهزاد فرهت
متن ترانه دریاچه نور در تاریخ چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۳ و ساعت 10:46:00 PM ارسال شده است.