در غربتِ چشمان مِی خانه ها بازند این قطره هایِ اشک آغازِ هر رازند از ارتفاعِ صبح تا مَخملِ عریان هنگامه ای دیگر می خواهم از یاران بر شانه هایِ عشق دریا چه طوفانیست این شور و این سودا پایانِ ویرانیست
ما خوابِ گل دیدیمبا خوابِ گل رفتیم از شاخه هایِ کاج پروانه دزدیدیم ماهِ خدایان رابردیم به جشن ِ نور شب را سحر کردیم دستِ حسودان دور
ما خوابِ گل دیدیمبا خوابِ گل رفتیم از شاخه هایِ کاج پروانه دزدیدیم ماهِ خدایان رابردیم به جشن ِ نور شب را سحر کردیم دستِ حسودان دور