تو چشم من به روی تو که شد باز دلم از شوق عشق آمد به پرواز تو چشم من به روی تو که شد باز دلم از شوق عشق آمد به پرواز من و تو هردو هم رازیم و بودن کبوتر با کبوتر باز با باز کبوتر با کبوتر باز با باز
چرا در بوستان بلبل میایه فقط بلبل به فصل گل میایه چرا در بوستان بلبل میایه فقط بلبل به فصل گل میایه گل و بلبل دو همرازند همراز که چون ما گشته با هم یار و دمساز که چون ما گشته با هم یار و دمساز
آااااااااا امان امان دلم می خواست ما باهم چو مرغان هوا هردم هم آواز بود هردم مثال این کبوترها رها از حسرت دنیا همیشه با وفا بود هردم آهاهاهاهاهاهاهاهاهاها.... امان امان امان امان...
از آن روزی که دیدم روی ماهت نگاهم آشنا شد با نگاهت به دل گشتم اسیر و پایبندت شدم افسون اون چشم سیاهت چه خوش بود آن نخستین دم که گشتیم آشنا باهم دلم می خواد که ما امشب چو مرغان هوا آزاد بگردیم همه جا باهم رها از قید و از صیاد بگردیم همه جا باهم رها از قید و از صیاد