شبی که بارون اومد ، یارم لبِ بوم اومد رفتم لبش ببوسم ، نازک بود و خون اومد خونش چکید تو باغچه ، یک دسته گل در آمد خونش چکید تو باغچه ، یک دسته گل در آمد
رفتم گلش بچینم ، پر پر شد و زمین ریخت رفتم پرش بگیرم ، کفتر شد و هوا رفت رفتم کفتر بگیرم ، آهو شد و صحرا رفت رفتم آهو بگیرم ، ماهی شد و دریا رفت
خدایا ماه در آمد ، یارم چرا نیامد خدایا ماه در آمد ، یارم چرا نیامد شب ِ من بی سحر شد ، دیگر یارم نیامد شب ِ من بی سحر شد ، دیگر یارم نیامد
بتاب ای ماه تابان ، به کوه و دشت و هامون به آهو و به صحرا ، به ماهی و به دریا بتاب ای ماه تابان ، به کوه و دشت و هامون به آهو و به صحرا ، به ماهی و به دریا
شبی که بارون اومد ، یارم لبِ بوم اومد رفتم لبش ببوسم ، نازک بود و خون اومد خونش چکید تو باغچه ، یک دسته گل در آمد خونش چکید تو باغچه ، یک دسته گل در آمد
خدایا ماه در آمد ، یارم چرا نیامد خدایا ماه در آمد ، یارم چرا نیامد شب ِ من بی سحر شد ، دیگر یارم نیامد شب ِ من بی سحر شد ، دیگر یارم نیامد