مثل نم نمه های بارون توی دامنم می باره اشک چشمایی که هرشب برای عشقت بیداره من اسیر چشم مستت واسه یک نگات می میرم مثل بچه ها می گریم تا میای آروم می گیرم آخه عمرم آخه جونم بگو ای نامهربونم چرا رفتی ز کنارم که حالا تنها بمونم آخه عمرم آخه جونم بگو ای نامهربونم چرا رفتی ز کنارم که حالا تنها بمونم
اون زمونها یادش بخیر که باهم وعده می ذاشتیم چه شبای پر ستاره چه روزای خوبی داشتیم نمی دونم چرا دنیا دیگه با ما مهربون نیست برای عشق ما جایی زیر سقف آسمون نیست نمی دونم چرا دنیا دیگه با ما مهربون نیست برای عشق ما جایی زیر سقف آسمون نیست آخه عمرم آخه جونم بگو ای نامهربونم چرا رفتی ز کنارم که حالا تنها بمونم آخه عمرم آخه جونم بگو ای نامهربونم چرا رفتی ز کنارم که حالا تنها بمونم
آسمون بی ستاره واسه من بیقراره توی چشماش پر غم هوس گریه داره می باره می باره بازم بارون می باره برای دیدنت دل من بیقراره پرستوهای خسته با دلای شکسته برمی گردن به لونه چه غمگین دسته دسته می باره می باره بازم بارون می باره برای دیدنت دل من بیقراره
اون زمونها یادش بخیر که باهم وعده می ذاشتیم چه شبای پر ستاره چه روزای خوبی داشتیم نمی دونم چرا دنیا دیگه با ما مهربون نیست برای عشق ما جایی زیر سقف آسمون نیست نمی دونم چرا دنیا دیگه با ما مهربون نیست برای عشق ما جایی زیر سقف آسمون نیست آخه عمرم آخه جونم بگو ای نامهربونم چرا رفتی ز کنارم که حالا تنها بمونم آخه عمرم آخه جونم بگو ای نامهربونم چرا رفتی ز کنارم که حالا تنها بمونم