شُکوهِ آرزو را بازگو کُن مدار از هیچکس باکی ، هراسی به هر چیزی نمیخواهی بگو نه اگر راهِ رهایی زیرِ سنگ است تمامِ کوه ها را زیر و رو کُن وگر بشکست جامِ آرزویت تلاطمهایِ دریا را سبو کُن دریغ از لحظه ای در تنگناها فراخِ بی کران را جستجو کُن گلی روییده در رویایِ دریا بچین گل را ، بچین گل را و بو کُن جهان در جانِ تو، جانِ جهان تو جهانِ برترین را آرزو کُن که هر پیروزی اوّل آرزو بود /2